azad free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
دوستان گرامی آدرس سایت تغییر یافت
لطفاْ برای ورود به سایت بر روی لینک زیر کلیک کنید
برای دانلود نرم افزار Foxit Reader 2.2 جهت خواندن جزوات که با فرمت pdf می باشند
خوراک
انواع غذاهای محلی
1-برنج و گوشت
2-نژی آو(عدس)
3-نخه (نخود)
4-تماته آو(گوجه فرنگی)
5-گوشت
6-خاینه(تخم مرغ-نیمرو)
7-لوبیه پلو
8-حلوا
9-کشک دو(کشک دوغ)
10-ترخینه
11-ماش آو
12-جوجگ آو(جوجه)
13-شله
بعضی از غذاهایی محلی در استان که از گیاهان کوهی و در فصل بهار برداشت شده و آنها را خشک می کنند و در زمسان نیز استفاده می شود به ترتیب زیر است
ترگ-کنگر-پیچگ-بوله وله-پاقازه-قارچگ
انواع نان های محلی
1-نان ساجی:آرد و نمک و آب و مایه خمیر را قاطی می کنند و بر روی ساج پهن می کنند
2- نان پپگ:آرد و آب و پیاز خورد شده و نمک را قاطی می کنند و خمیر را بصورت بزرگ زیر خاکستر قرار می دهند
3-نان فتیر:آرد و آب و نمک را بدون مایه خمیر بر روی ساج پهن می کنند
4-شل کین:آرد و روغن حیوانی(دان) را قاطی می کنند و بر روی ساج پهن می کنند
5-برساق:به عنوان یک نوع شیرینی از آن استفاده می کنند
مناسبتهای تهیه و پخت غذا
شوروا:غذای سبک است و برای درمان سرماخوردگی مفید است
ترخینه:غذایی است برای درمان سینه درد و سرماخوردگی
قیماق:زمانیکه زن فارغ می شود این غذا را به همراه تله می خوردند
تله:جهت درست کردن این غذا،مقدار آرد را سرخ می کنند و کمی با آب جوش و روغن حیوانی(روغن دان) قاطی می کنند
شله کین:این غذا را به همراه دو کرده رازیانه و زیره به زن تازه فارغ می دهند
وعده های غذایی
اناشتا: ساعت 7 صبح(صبحانه)
نیمه رو:ساعت 12 ظهر(نهار)
شام:ساعت 7 تا 8 شب(شام)
منبع:ایرانشناسی شعبه ایلام
به نقل از سایت میراث فرهنگی ایلام
مردم ايلام به فراخور نوع زندگي ومعشيت از گذشته هاي دور تا كنون از انواع شيوه هاي سرگرمي و بازيها ي مختلف در موقع فراغت ومراسمات شاد استفاده نموه اند، ولي وامروزه به علت مشكلات فراوان زندگي از يك سو ورايج شدن سرگرميهاي متنوع ديگر اين نوع بازيها كمتر اجراء مي شوند. معمولاُ مردان وزناني كه سني از آنها گذشته و قدرت جسمي كمتري دارند در موقع فراغت تنها به شرح خاطرات گذشته و برخي شوخيها با همديگر مي پردازند ولي ديگران به انجام برخي سرگرميها وبازيها مبادرت مي ورزند .
زنان كه تنها شبها مقداري فرصت دارند گاهي به انجام بازي (گل وپوچ ) وبرخي سرگرميهاي كلامي ديگري پردازند ولي دختران وخصوصاً نوجوانان به بازيها وسرگرميهاي بيشتري مي پردازند كه عمده ي آنها از طريق مدارس ياد گرفته اند .
عمده ترين بايها مردان (بيشترجوانان ونوجوانان) ايلامي علاوه بر بازيها جديدي مثل ، فوتبال وواليبال از اين قرارند :
1. كِلاورِوان (Kelāwrewān ) : در اين بازي بازيكنان به دوسته مساوي تقسيم شده وسپس روي زمين دايره اي به شعاع مناسب مشخص مي نمايند و يك گروه به قيد قرعه در درون دايره به حالت چهار دست وپا قرار مي گيرند وهر كدام كلاهي به سردارند و دسته ي دوم بايستي بدون آنكه ضربه ي پاي تيم مقابل خورده باشند يكي از كلاهها را برداشته وبه سرعت به نقطه اي كه در فاصله ي دورتر از قبل مشخص شده برساند و در حين فرار صاحبان كُلا (تيم درون دايره ) بايستي سعي كنند او را بگيرند وهمبازيهاي وي به او كمك كرده وممكن است كُلا دست به دست گردد تا به مقصد برسد واگر رسيد يك امتياز واگر كلاه را پيش از رسيدن به محل بازس گرفتند تيم مقابل بايستي در درون دايره قرار گيرد و بازي از نوشروع مي گردد وممكن است از قبل سقف امتيازي مشخص شده باشد وهر تيمي زود به آن سقف امتياز رسيد برنده نهايي مي باشد. اين بازي مختص مردان است .
2. پَلان (Palân) : افراد به دو گروه تقسيم و هر گروه سه قطعه سنگ باريك وبلند (حدود 40 سانتيمتري ) را در يك رديف و به فاصله يك تا 5/1 متري از همديگر قرار داده وبايستي فاصله ي هر دو گروه مناسب پرتاب سنگ اعضاباشد. سپس به قيد قرعه يكي از گروهها شروع نموده وهر فرد يك سنگ به طرف سنگهاي تيم مقابل پرتاب مي نمايد واگر يكي از آنها را انداخت سنگ ديگري پرتاب مي كند وهمينطور تا آخر اگر نزد نفر بعدي تا همه ي تيم سنگهاي خود را به هدف پرتاب كردند و پس از آن تيم مقابل به همين روال شروع مي كنند هر تيمي كه زودتر از ديگري هر سه عدد سنگ كاشته شده را هدف قرار دارد ، يك امتياز مي گيرد و سپس جاي تيمها عوض وبازي از نو آغاز مي گردد واگر سنگهاي يك گروه سالم مانده وهيچكدام زده نشدند وگروه ديگر ه هر سه سنگ (نشانه اش ) افتادند دو امتياز محسوب وزمين هم جابجا نمي شود سقف امتياز از قبل مشخص وهر گروهي زودتر به آن سقف برسد ، برنده است. اين بازي بيشتر توسط مردان اجرا مي شود. ولي گاهي زنان نيز مشاركت دارند.
3. چُوزَر (Čoozar = چوب طلايي ) ، بازي منحصراً در شب انجام مي شود و بيشتر بوسيله ي نوجوانان (پسر ودختر ) به اجرا در مي آيد. در اين بازي افراد به دو گروه تقسيم وسپس قطعه چوبي كوچك كه داراي نشانه ي مشخص باشد و يا آنرا مثلاً بابستن پارچه اي مشخص نموده باشند را تهيه نموده وسپس هر دو گروه رو به يك طرف نموده ويك نفر قطعه چوب را بدون آنكه خود نگاه كند به طرف پُشت پرتاب مي كند وپس از چند ثانيه مكث همه به آن طرف هجوم برده و به دنبال يافتن چوب بر مي آيند وضمن آن بايستي مراقب گروه ديگر باشند كه اگر آنرا يافتند فوراً آن فرد را گرفته وچوب راپس بگيرند.
هر گاه فردي آنرا پيدا نمود بايستي به شدت پنهان كاري نموده وبه نحوي اعضاي گروه خود را با خبر كند وكم كم به كناري كشيده وآماده ي فرا به سوي محل نشانه اي كه از قبل تعيين شده بشود وبه محض آماده شدن بايستي با صداي بلند بگويد : « يافتم » وسپس فرا كند واز اين لحظه مثل بازي «كِلاوروِان » افراد هر دو گروه سعي در بردن چوب به محل نشانه ويا پس گرفتن آن هستند وامتياز دهي نيز مثل بازي كلاروروان است .
قاچان يا قَمچان : اين بازي كه مشترك بين پسران ودختران است بسيار پيچيده مي باشد و بطور كلي عبارت از 12 عدد ريگ ( به اندازه ي حبه قند ) مي باشد وافراد شركت كننده (حداكثر 4 نفر ) به ترتيب انها را در مُشت گرفته وسپس در يك حركت تند آنها را مقداري به هوا پرتاب ميكند وسپس بايستي با پشت دست آنها را نگهدارد وتعدادي كه روي پُشت دست قرار مي گيرند بايستي كمتر از 4 عدد نباشند واگر كمتر از 4 شد نوبت نفر بعدي است واگر 4 يا بيشتر شد بايستي با حركت ديگر آنها را به هوا انداخته ومجدداً در مُشت بگيرد وسپس با حركت ديگر 3عدد آنها را به دست ديگر پرتاب كند ويك عدد را نگه دارد . در همه ي اين حركات بايستي هيچكدام از ريگ ها به زمين نيافتند وقتي اين عمل انجام شدبه يك ريگ باقي را به هوا پرتاب و همزمان يك ريگ از آنهايي كه در زمين هستند باهمان دست برداشته وفوراً ريگ پرتاب شده به هوا را بدون رسيدن به زمين نيز مي گيرد و اين عمل تكرار مي شود تا وقتي مجموع ريگهاي به 4 رسيد ومثل عمل قبل سه عدد آنها را به دست ديگر پرتاب مي كند وهمينطور تا همه ي ريگها را از زمين بردارد وعمل جدا سازي را به دسته هاي سه تايي انجام دهد واگر موفق شد به همه ي طرف هاي ديگر بازي (به هر تعداد كه باشند ) مي گويد :«كِرر» به معني (كِرج شدن مُرغ و خوابيدن روي تخمها ) وبازي را از اول مجدداً شروع مي كند ودر هر مرحله كه شكست بخورد نوبت به نفر بعدي مي رسد واگر موفق شد با هر مرحله يك عدد از ريگها را به عنوان تخم زير ران ديگر بازيكنان مي گذارد و اگر تا آخر موفق شد و فقط سه عدد ريگ ماند بايستي هر سه عدد ريگ را به پُشت دست نگهدارد ومجدداً به داخل دست (با پرتاب كردن به هوا ) برگرداند وگاهي برخي اعمال ديگر براي سنگ آخر انجام مي يگرد و در نهايت پس از اتمام سنگها آن فرد برنده مي شود ولي اگر در حين بازي نتوانست و ديگران موفق شدند بايستي ابتدا «كِرج » شدن خود وسپس تك تك ريگ ها را پَس بدهند وسپس طرف را «كِرج » نمايند. بازيهاي فراوان ديگري رواج دارد مانند : 1. هِشار هِشاره(قايم موشك ) 2. اَكاوتي(اَلك دولَك ) 3. هفت سنگ 4. جَوزان 5. تيله بازي 6. دالِگه دَخيل(گرگم به هوا ، مخصوص دختران ) 7. قُلان (لنگران )
دين و مذهب
دين مجموع معتقدات وعاداتي است كه انسان را با قوه ما فوق يا خالق بشر مربوط مي نمايد و به معني ديگر دين عبارت است از نظام وبرنامه اي كه خداوند براي هدايت ورستگاري انسان به پيامبر خويش وحي كرده است .
تا پيش از پيروزي اعراب وسپاهيان اسلام برايران دين مردم ايلام نيز مانند بسياري از مناطق دگر كشور دين زرتشتي بود واهورا مزدا خداي خوبيها وروشنايي در برابر اهريمن خداي تاريكي وظلمت مورد ستايش قرار مي گرفت وعناصر ديگري نظير آب ، آتش وخاك عناصري مقدس به شمار مي رفتند واستفاده از آنها تابع آداب ومناسك خاص (بويژه در جشنها واعياد مذهبي ) بود.
با پيروزي مسلمين به تدريج دين اسلام به واسطه ي تعاليم مفيد ورهايي بخش انسانها وهمينطور شرايط سخت وسنگين حكومن هاي مستبد گذشته بر مردم ايران به سرعت مورد پذيرش مردم قرار گرفت و با وجود باقي ماندن عده اي بردين زرتشت دين اسلام در اكثريت قريب به اتفاق نواحي مختلف ايران نفوذو يا گسترش كامل يافت .
اختلافاتي كه بر سر جانشيني پيامبر اسلام ( ص) ومسئله خلافت در قرون اوليه اسلامي رخ داد موجب
اختلاف آراء ودر نتيجه تشكيل فرقه هاي مذهبي متعدد در دوره هاي بعدي گرديد.
سرزمين ايلام بواسطه همجواري با سرزمينهاي عراق وقرار گرفتن در معرض اولين حملات مسلمانان وپاره
اي از تبليغات ومروجين مذهب شعيه وهمينطور شرايط مساعد ديگر از دير باز خاستگاه مذهب شيعه اثني
عشري بوده ودر حال حاضر بيش از 93/99 درصد جمعيت آنرا تشكيل مي دهد
به نقل از سایت میراث فرهنگی ایلام
تاریخچه قالی بافی در ایران
قالیبافی از جمله هنرهای اصیل و ارزشمندی است که سابقه ای بس طولانی در ایران دارد.این هنر اصیل با فرهنگ کهنسال این مرز و بوم پیوندی ناگسستنی داشته و در گذر قرنها یکی از دستاوردهای مهم ایرانیان محسوب شده و در حال حاضر جزئی از زندگی و فرهنگ جامعه ایران اسلامی بشمار می آید.
بدون تردید فرش علاوه بر ابعاد اقتصادی آن مظهری از هنر ملی و میراث فرهنگی کشور ایران اسن و حفظ و حراست و بسط و گسترش آن یک وظیفه ملی برای تمامی جامعه ایرانی است.
پیوند بین آثار تاریخی و طرح ها و نقشه های فرش اصیل ایرانی نمایانگر ابعد فرهنگی این صنعت و بیان کننده نو آوری،خلاقیت و اوج شکوفایی هنر روستائیان و طبقات محروم است که با کمترین امکانات در طی قرنها به آفرینش جلوه هایی شگفت انگیز آن پرداخته اند.
قایبافی ابتدا در میان ایلات و قبایل چادرنشین که کار اصلی و عمده آنان دامداری بوده است پدیدار شد و این مردمان پس از فراگیری فن رسیدن و بافتن آن،ابتدا بافت گلیم و بعدها بافت قالیچه های پشمی را فرا گرفتند.با کشف قالیچه معروف پازیریک، عقیده باستانشناسان بر این است که فرش پرزدار و گره دار بیش از 3 تا 4 هزار سال است که در ایران بافته می شده است.نقطه اوج قالیبافی در ایران شاید بتوان دوره صفویه نامید چرا که در این دوره کارگاههای قالیبافی شاهی در اقصی نقاط بر پا شده بود و بازرسانی از کار این کارگاهها نظارت می کردند و قالی های بافته شده در این دوره زینت بخش موزه های دنیا است.
در طی بررسی مکتوبات موجود در زمینه قالی بافی،مطلبی درباره قالیهای منطقه ایلام بدست نیامد.چنانکه از مطالعات آنها بر می آید،این است که دست بافتهای اولیه کردی از تاریخ و قدمت چندانی برخوردار نبوده و به حدود صد سال گذشته باز می گردد.قابل ذکر است که مردم این مناطق کردنشین بدلیل سنت های عشایری دارای محصولات متنوعی از دست بافتها هستند.نقوش قالی کردی منطقه ایلام(با توجه به تطبیق آنان با دست بافتهای عشایری فارس و لری)برداشتی ضعیف از دست بافتهای قشقایی است.به احتمال قوی این مسئله دلیل کوچ عشایری به دیگر مناطق غرب کشور است.در این جایجایی ها بافنده طرح را دیده و آن را در خود به کار می گرفته و یا از فرش دیگری عیناً بافته است.البته پرداختن موشکافانه به فرش ایلام نیاز به پژوهشی جداگانه دارد.
مواد اولیه قالی:
1-پشم
2-ابریشم
3-پنبه
4-نخ چله
انواع نخ چله:1- پنبه ای2-ابریشمی3-پشمی
در استان ایلام در قالی های کردی تنها از نخ پنبه ای استفاده می کنند
ابزار قالی بافی:
1-دار قالی:دار افقی-دار عمودی
ابزار های مثل قلاب-دفه-شانه-قیچی-کاردک از دیگر وسای مورد نیاز برای بافت قالی می باشد
نحوه بافت:
نوع گره در قالی های امروزی منطقه ایلام ترکی بافت بوده و رج شماره قالیها از 45 تا 65 رج می باشد.روش بافت قالی به این صورت بوده که بعد از گلیم بافی ساده قالی با نخ پنبه ای پود گذاری شده و بعد از پودگذاری در هر رج یک پود سفت و نازک با دست از میان چله عبور داده می شود.لازم به ذکر است بعد از اتمام هر رج اضافه پودها قیچی می شوند.
انواع نقشه ها قالی
1-ربعی یا 4/1
2-نیمی یا 2/1
3-تمام یا سراسری
4-واگیره
قالی های کردی
قالیهای اصیل و قدیمی هستند که نقش آن نسل به نسل تا به امروز باقی مانده است.آنچه مسلم است در نقوش قالی های کردی ایلام نفوذ نقش مایه های لری و قشقایی کاملاً هویدا است و با قالیچه های منطقه عرب چریانلو نقاط مشترک دارد.
قالیبافان منطقه ایلام از پشت قالی ها قدیمتر گره ها را شمارش کرده و به همان تعداد روی چله قالی جدید گره زده می شود در بعضی از موارد بافنده نقش مایه های را به قالی اضافه یا حذف می کند.
مواد ذیل در تغییر کیفیت بافت مجدد قالی کردی تاثیر بسزایی دارد.
1-مهارت بافنده
2-رنگ الیاف
3-سلیقه بافنده
4-جنسیت الیاف
5-فرسودگی قالی الگو
قالی های کردی جنبه تولیدی نداشته و صرفاً جهت مصرف خانوارهای روستایی و عشایر بوده استابعاد انها معمولاً در اندازه های قالیچه ای می باشد و استاندار مشخصی برای قالیها وجود ندارد.
قالی های کردی تنها در تنگناهای اقتصادی که خانواده ها با آن روبه رو می شوند فروخته می شود.
انواع نقوش قالی کردی
1-نقش حوضی: رایج ترین نقش فرش های قایهای کردی در ایلام نقشه حوضی یا ترنج ترنج می باشد که از پانصد سال قبل از میلاد مسیح در بسیاری از مناطق مرسوم بوده و نمونه ای از آن در موزه ارمیتاژ نگهداری می شود.
2-نقش گل هشت پر:این نگاره قدیمی ترین نقش متداول در قالی های عشایری است و پراکندگی ان از دیگر نگاره های مشترک آنها چندین بار بیشتر است.این نقش مایه بیش از دو هزار چهار صد سال است که به همین صورت و بدون تغییر در قالی های عشایری ایران مورد استفاده قرار گرفته است.
3-نقش خراسانی:نش مایه ای است که از یک لوزی میانی تشکیل شده که از هر ضلع آن سه نگاره قلاب مانند منشعب شده است.این نقش مایه یکی از صورت های مختلف معروف به خراسانی است که در این نقوش قلاب مانند ساده شده،سر و گردن حیوانات است که به شیوه بسیار متنوع به ویژه برای آراستن ترنجهای لوزی شکل از آن استفاده می کنند.
4-نقشه بوته سه گل
5-نقش گل شطرنجی: این نقش خود به سه نوع دیگر تقسیم می شود:شطرنجی شهری-شطرنجی ساده-شطرنجی پله ای
5- نقش بته جوجه
واژه جاجیم که در اصل جاجم خوانده می شودو ظاهراً لفظ ترکی است چون تا با امروز در آسیای صغیر و قفقاز و ترکمنستان همان جاجم گویند و در زبان فارسی نیز واژه جاجیم و جاجم زودتر از سده دهم هجری ضبط نشده است
در جاجیم برای پیداری کردن طرح و نقش از تار نیز همچون پود کمک می گیرند گه بر خلاف گلیم که هر دو رویه آن پود هست و تارها پیدا نیست. جاجیم دستبافی است که به هر دو رویه آن تارها آشکار است.
به حکم کاربرد تارها رنگارنگ و نقش پرداز روش طراحی جاجیم سوای نقش پردازی گلیم است چرا که جهت امتداد طرح و نقش به تبع جهت امتداد رشته های تار ناگزیر قائ است و از درازا به همین سبب نقش پردازی جاجیم منحصر است به نقش محرمات قائم(راه راه) طرح های چهار خانه و شطرنجی و طرح های سراسری که در جهت قائم قابل امتداد می باشد.
در گویش ایلامی طره ها و نقش ها به این نامها خوانده می شود.
3 بنی-5 بنی-7 بنی-خانه خانه-راه راه
منبع:بنیاد ایرانشناسی شعبه ایلام
به نقل از سایت میراث فرهنگی ایلام
ورزش های بومی محلی ایلام
امروز جایگاه ورزش و نقش و تاثیر آن بر حیات انسانی بر کسی پوشیده نیست،گرایش به ورزش و انجام بازی های مختلف به دلیل ضرورت و نیاز برای استمرار سلامتی و شادابی انسان در برنامه هایی روزمره ی جوامع و اقشار و توده های مختلف مردم از اولویت برخوردار است از جهتی برخی بازی ها و ورزش ها اثرات مختلف اجتماعی داشته،لذا جایگاه سازمانی خاصی در تشکیلات اداری و اجرایی ممالک مختلف پیدا کرده است.در این مطلب از بازی ها و ورزشهای دیرینه و گذشته جامعه سخن به میان آمده است و در این راستا سوالاتی مطرح می باشد که پاسخ دادن به آنها در این نوشتار مورد توجه قرار گرفته است.
آیا ورزش ها و بازی های رایج در جوامع امروزی ریشه در گذشته دارند؟
آیا این ورزشها تحول یافته نمونه ورزشهای سنتی پیشینیان بوده است؟
آیا اهداف رایج هر بازی را در بازی های سنتی نیز جست و جو کنیم؟
گذشته تاریخی ورزش های سنتی
بررسی های تاریخی نشان می دهد ورزش و بازی جزء لاینفک زندگی اجتماعی انسان بوده است و با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی هر منطقه و دیاری انواعی از بازی ها و ورزشها رایج بوده که در بسیاری موارد قدرت مانور بیشتری در سرزمین های پیرامونی پیدا کرده است،هر چند اطلاعات ما از گذشته اندک است اما این اطلاعات محدود نشانگر توجه مردم و جامعه به ورزش بوده به طوری که عامل عمده ای که موجب تنوع در زندگی و شادابی در مردم شده است همانا بازی ها و ورزش های فردی و جمعی بوده که از گذشته های دور در میان جوامع رواج داشته است تاریخ یونان و روم نشان می دهد ساکنان اروپا چه اندازه به ورزشها و بازی هایی که جنبه گروهی و اجتماعی داشته توجه خاصی مبذول داشته اند. و اگر سخن از المپیادهاست ریشه در گذشته سرزمین اروپا دارد.
ورزش های بومی و محلی ایلام
بررسی و پژوهش های باستانشناسی نشان می دهد که توجه به ورزشها و بسیاری بازی ها در غرب ایران خصوصاً میان ساکنان ایلام باستان رایج بوده است،تصاویر بر جای مانده از جام اژجان بهبهان نمونه ی بسیار ارزشمندی از الگوی های ورزشی بومی-محلی رایج در میان اقوام ایلامی بوده است.در این اثر باستانی از بازی «قلان» که امروزه در میان مردم منطقه رایج است نشان داده است و به هر حال می توان گفت بازی های متعدد و متنوع و جذابی در گذشته در میان مردم رواج داشته است که متاسفانه به دلیل شرایط زندگی اجتماعی امروزه بسیاری از این بازی ها منسوخ شده و به فراموشی سپرده شده است.که تلاش برای احیای آنها یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.چون این ورزشها بخش از هویت ملی هستند و کوشش برای بهره گیری از سنتها و ارزشهای گذشته از اهمیت خاصی برخوردار است.در منطقه ایلام بازی های زیادی در گذشته معمول و مرسوم بوده است که نمونه های از آنها در گوشه و کنار شهرها و در بین اقوام و طوایف مختلف نسل به نسل حفظ شده است و بسیاری از این نمونه ها هم فراموش شده .
نمونه از بازی های سنتی که در حال حاضر کما بیش در برخی از مناطق و روستاها رواج دارد و در فصولی در سال از جمله بهار که مردم به طبیعت می روند این بازی ها را که روحیه جمعی و همکاری گروهی را می طلبد انجام می دهند.
برخی از این بازی ها عبارتند از:
1-دال پلان
2-قلان در سه نوع:چنگ،پنجه گیر و آزاد
3-لنگران
4-کلاو روانه کی
5-کران
6-زوران
7-چوچزان در دو نوع:چز ،گوان
8-کل پر
9-حبل کیشان
10اشتره لوان
11-قطان
12-هفت سنگ
13-جلیه روان
14-مله جوره کی
15-جوزان
16-گلواز
17-شش خوان
18-زور مشتکی یا زر مشتکی
19-چو جنگ
20-هشارهشارکی
در زیر به دو نمونه از این ورزشها اشاره می کنیم
بازی پلان:
این بازی در بین سنین مختلف رایج است و حتی افراد مسن هم برای تنوع این بازی را برگزار می کنند.علاقه مندان به این بازی به دو گروه 3 نفره تقسیم می شوند و یکی هم میان جمع به عنوان داور انتخاب می گردد داور به قید قرعه گروه اول و دوم را معین می کند و سپس زمینی به طول 40 متر مسطح هموار با عرض 3 تا 4 متر در نظر می گیرند و یک خط مستقیم در وسط آن می کشند و از یک سر خط یک عدد سنگ به عرض 20 و طول 30 با قطر 10 سانت به عنوان تکیه گاه به کار می برد و به طول خط 2 متر پیش می رود و یک عدد سنگ دیگر جایگیر می کند.باز هم دو متر دیگر جلو می رود و یک سنگ دیگر قرار می دهد و به همان ابعاد و اندازه دو سنگ دیگر به کار می برد حال اندازه های طولی به 20 متر می رسد در دو طرف کل خط که 12 متر است در پای هر نشانه ی سنگی که یک خط دو متری مخالف خط مستقیم می کشد که این خود حد و حدود پرتاب نشانه گیری است که نباید جلوتر بروند
بازی قلان:
از جمله بازی های سنتی که جذاب و دلپذیر است و موجب شادابی بازیکنان و تماشاچیان می شود بازی قلان می باشد که در هنگام رفتن به طبیعت خصوصاً در فصل بهار انجام می شود و با انتخاب یک نفر سرپرست یا مربی در محدوده زمینی که آن را خط کشی کرده اند به بازی اقدام می کنند این بازی به دو صورت انجام می گیرد:یکی به صورت دو نفره و مبارزه تن به تن می باشد و یکی به صورت جمعی حال اگر تن به تن باشد دو نفر از هر دو گروه وارد دایره میدان بازی می شوند و به بازی اقدام می کنند و هر کدام از پای در آید بازنده است و آن که برنده باشد اگر توان لازم را داشته باشد می تواند مجدداً با حریف دیگری روبه رو شود این مبارزه تا آخرین نفر هر گروه ادامه دارد.
دو بازیگر با شانه های خود سر و کار دارند دو شانه راست یا دو شانه چپ،ضربات از مرفق تا انتهای بالایی دست که حد آن همان شانه است و در حین بازی هر ضربه ای به غیر از شانه به شانه انجام بگیرد خطاست و عامل از بازی خارج می شود تمام بازیگران در حالت بازی با یک پا و پای دیگر خود را از پشت تنه با دست محکم می گیرند و در حال بازی یکی رو به پشت،یکی رو به جلو مبارزه می کنند تا خطرات ضربات پیش نیاید.
ورزش های باستانی
شاخص ترین ورزشهای سنتی رایج در استان ایلام محموعه ورزشهای باستانی در گود زورخانه ای است که در اکثر شهرهای کشورمان رایج است و در استان ایلام نیز نسل به نسل با قداست خاصی برگزار شده است و علاقه مندان زیادی را به خود جذب نموده است.
حبیب اله محمودیان-کارشناس ارشد باستان شناسی
موسیقی سنتی در ایلام
موسیقی با حالات مختلف خود وسیله گویایی است تا غم ها،شادی ها،رویداد های حماسی،اجتماعی و انسانی مردم را بیان کند.این مولودی ها به طور کلی در عین سادگی،حائز مشخصه ها و کیفیات پر ارزشی هستند.اشعار آنها حاوی نکته هایی است از عشق،محبت،نفرت،انساندوستی،احساسات ملی و میهنی،گذشت و شهامت و خلاصه تمام معیارهای اخلاقی و انسانی با بیانی ساده اما زیبا و پر معنی
این مردمان با طبیعت اطرافاشان مانوس هستند و زندگی را گر چه سطحی و کم عمق ولی بودن واسطه لمس می کنند و متناسب با درک و اندیشه خود از آن تاثیر می پذیرند.آنها با شادی ها و غمها از نزدیک آشنایی دارند و خوشی ها و ناگواری های طبیعت،کیفیت زندگیشان را دچار هیجان و افسردگی می نماید
آنچه که حائز اهمیت است نوازندگان این خطه با نوای ساز خود توانایی بروز این احساسات شور انگیز را دارند.
موسیقی محلی در ایلام به وسیله گروهی که به آنان لوطی یا مطرب اطلاق می شود نواخته می شود.لوطی ها هنرمندان گمنامی هستند که عموماً از لحاظ موقعیت اقتصادی اجتماعی در وضعیت مناسبی نیستند.
آنان هنر خود را یا از پدرانشان فر گرفته اند و یا به سبب علاقه و استعدادی که برای فراگیری موسیقی داشته اند به صورت تجربی آموخته اند.
این گروهها دارای طبقات و موقعیت اجتماعی خوبی نبوده و در بسیار موارد مردم از تماس و برخورد با آنها پرهیز می کنند.
به همین سبب ارتباطات خویشاوندی میان آنها درونی است و اغلب به صورت دوره گردی از منطقه ای به منطقه دیگری می روند.معمولاً این نوازندگان با دعوت در مراسم جشن و سرور هنر خویش را عرضه می کنند.
قابل ذکر است که نوازندگان و خوانندگان محلی نیز وجود دارند که شغل اصلی آنان این نبوده و به کارهای دیگر اشتغال دارند ولی بنا به موقعیت هایی از آنان دعوت می شود تا با صدای گرم ساز خویش که اغلب کمانچه،دوزله، ضرب و دهل است تنوع و شوری در مجلس به وجود اورند.
دوزله:
دوزله های امروزی متشکل از دو لوله مسی که به طور موازی به هم الصاق شده یا به هم بسته و محکم شده است.
هر یک از لوله ها دارای قمیش یک زبانه و مستقل از دیگری است.در طول هر لوله شش سوراخ تعبیه شده به طوری که سوراخها همواره در کنار هم قرار می گیرند.
دوزله سازی است محلی و از انواع بادهای یک زبانه ای است.در بعضی از نقاط ایران این ساز را جفته یا جفتی می نامند.
دوزله محلی منطقه ایلام معمولاً با نی ساخته می شود.اما به دلیل کوچکی و ظرافت و صدماتی که ممکن است در حین حمل و نقل به آن وارد آید آن را از لوله های آلومینیمی می سازند و تنها دهانه آن که پیفنک یا پیپ می شود از نی می باشد.پیپ لوله ای است به قطر یک سانتیمتر و طول 5 سانتیمتر و در وسط بریده گی که از عرض در آن به وجود آمده تشکیل شده است که به قمیش گفته می شود.
دوزله با دو نای دارای صدای شورانگیز است که معمولاً در مراسم جشن توماً با سازهای دیگری چون ضرب نواخته می شود.
در قدیم دوزله از استخوان یا شاه پر عقاب ساخته می شده که امروزه چندان مرسوم نیست.برای ساختن آن ابتدا دو عدد استخوان باز را مدتی در آب می جوشانند تا مغز استخوان بسهولت و به طور کامل خارج شود.آنگاه استخوانهای خالی شده چند روز در آب سرد سپس استخوانهای مزبور را به وسیله میله های فلزی سرخ شده پاک و صاف می کنند.سپس استخوانهای مزبور ار به وسیله نخ یا زه و به کمک موم در جوار یکدیگر به طور هم سطح قرار می دهند
طرز نواختن دوزله:
نواختن این ساز به وسیله سه انگشت سبابه-وسطی-نبصر هر دو دست عملی می شود.انگشت های شست هر دو دست به منظور نگهداری ساز در قسمت تحتانی آن قرار می گیرد.سه انگشت هر دست طوری روی سوراخهای ساز واقع می شود که دو سوراخ هم ردیف را که روی دو لوله استخوانی تعبیه شده اند بگیرد.ن.ازنده قسمت نی را در داخل دهان قرار داده و به وسیله لب بالا فشار مختصری بر سطح برش داده شده نی وارد می کند و در آن می دمند.
دهل:
این ساز متشکل است از استوانه کوتاهی از جنس چوب بلوط،چنار و گاهی از چوب گردو که قطر دایره آن حدود یک متر و ارتفاع آن 25 تا 30 سانتیمتر است و بر دو سطح دایره ای شکل جانبی آن پوست کشیده شده است.بر دو نقطه از بدنه استوانه دو انتهای تسمه ای ثابت شده که نوازنده هنگام نواختن آن را به گردن می اندازد و به این ترتیب دهل در جلوی سینه و شکم او طوری قرار می گیرد که سطوح پوست دار در جوانب راست و چپ واقع می شوند.
نوازنده در دست راست خود چوبی به شکل عصا ولی کوتاهتر از عصا و در دست چپ ترکه ای نازک و بلند می گیرد و با آنها بر روی سطوح پوستی می کوبد یا اینکه ترکه را به پوست چپ می چسباند و با عصا به پوست راست می کوبد صدای نی این ساز ارتفاعی نا معین دارد.
دهل سازی کاملاً محلی و بیشتر با سرنا نواخته می شود.
ترانه های محلی ایلام
1- هوره:
این ترانه به گویش کردی و به صورت تک خوانی اجرا می شود و در بین عشایر ایلام و کرمانشاه رواج دارد.هوره از ترانه های قدیمی است که احتمال می رود موبدان زرتشتی هنگام نیایش در کنار آتشگاه به خواندن متون زرتشتی می پرداخته اند و امروزه به نام هوره خوانده می شود.
در حال حاضر نیز در بین ایلات و عشایر مردان و زنان دور آتش می نشینند و شروع به خواندن هوره می کنند. اشعاری که در هوره خوانده می شود معمولاً ده هجایی و غالباً با مضامین تغزلی و حماسی است.
2-گورانی:ترانه های شاد با مضامین عاشقانه،اجتماعی حماسی است که با موسیقی اجرا می شود.
3-ساریخوانی:ترانه های با آهنگی سوزناک با لهجه لری است که با کمانچه اجرا می شود.مضمون آن عاشقانه است.
4-سیت بیارم:سیت بیارم یا بین عروس مراسم آواز خوانی دسته جمعی است که در جشنهای عروسی خوانده می شود.در کردی این ترانه به هیومیه و در لری به سیت بیارم موسوم می باشد.
5-بزران بزران:ترانه ای است که با گویش کردی و لکی خوانده می شود.با آنکه مضمون ترانه حالت شکایت دارد ولی آهنگ ترانه شاد است.
6-سوزه سوزه:این ترانه که به معنی سبزه با نمک است به گویش کردی و لکی خوانده می شود.
7-کشکل شیرازی:این ترانه به معنای کوچولوی شیرازی است که لهجه لری خوانده می شود.
از شاخص ترین رقص های کردی ایلامی می توان به نمونه های زیر اشاره کرد که با آهنگ ها و مزامین خاص خود اجرا می شوند:چپی-فتای-سه جا الپه ر-سی سما-الپه رگه-شانه شکی
معرفی یک نوازنده دوزله:
علی دوست فلاحتی یکی از معروفترین نوازندگان این ساز در منطقه ایلام می باشد.این هنرمند با صدای سحر آمیز ساز خود،انسان را به یکباره دگرگون می کند.حتی در لحضه اول باز می مانیم که صدایی با این قوت آیا از سازی بدین کوچکی بیرون می آید؟
هر چند که توانایی نوازنده شرط نخست بوده،مهارت و پشتکار و علاقه این هنرمند نیز اهمیت بسزایی در نواختن دوزله را دارد.
علی دوست فلاحتی متولد ایلام در سال 1310 هجری شمسی است و در حال حاضر کارمند بازنشسته محیط زیست می باشد و بیش از 50 سال است که به نواختن دوزله مشغول است.آقای فلاحتی از چگونگی آشنایی خود با ساز دوزله این چنین می گویند:
هنگامی که کودک خردسالی بودم در مراسم جشنی صدای دوزله را شنیدم و به آن علاقه مند شدم هر جا که صدای دوزله می آمد به آنجا می رفتم تا شاید روش نواختن آن را بیاموزم.ایشان بعد از تهیه و ساخت دوزله ای در هر فرصت که صدای دوزله را می شنید به تمرین و نواختن آن آهنگ می پرداختند و بارها آن آهنگ را تکرار می کردند تا به طور کامل آن را فرا می گرفتند.
او حتی امروز هم مترصد یادگیری دوزله است و خود می گوید که هنوز بسیاری از چیزها را باید آموخت.
آقای فلاحتی در مورد نحوه نواختن دوزله می گوید:
این ساز با نفس نوازنده که مانند مکیدن شیر مادر توسط نوزاد است و اصطلاحاً به آن بادگردان می گویند و حرکت انگشتان و طرز قرار گرفتن آنها روی سوراخها نواخته می شود.در واقع نوازنده در طول زمانی که به نواختن ادامه می دهد ساز را از دهان جدا نکرده و تنها از راه بینی هوا را داخل و خارج می سازد.
منبع:بنیاد ایرانشناسی شعبه ایلام
ادبيات شفاهي يا فرهنگ عامه بخش اعظمي از فرهنگ مردم ايلام را تشكيل ميدهد كه به علت عدم وجود خط و نگارش كردي ايلامي تاكنون به رشتهي تحرير در نيامده و به مرور زمان به دست فراموشي سپرده مي شوند.
افسانهها و قصهها ، باوها و اعتقادات، ضربالمثل ، كنايات، چيستانها و بسياري ديگر از عناصر فرهنگي از جمله نمودهاي فراوان تشكيل دهندهي شفاهي اين ديار هستند كه هر كدام از اين موضوعات به مقتضاي نيازي يا رفع و برآوردن حاجتي شكل گرفته و انتقال يافتهاند و با تحليل و تفسير و پژوهش دقيق در آنها ميتوان به بسياري از زواياي زندگي مردم در گذشته در ابعادي مختلف و حتي روحيات آنها پي برد.
اگر چه تغييرات فرهنگي و شير شتابان آن در تمامي عرصههاي زندگي ، فرهنگ عامه مردم ايلام را نيز دچار تغيير اساسي نموده و بسياري از عناصر آن با از دست دادن كاركرد خويش و يا كم رنگشدن آن مي روند كه به دست فراموشي سپرده شوند ليكن برخي ديگر نظير كنايات و ضربالمثلها هنوز هم در ميان مردم ايلام رواج داشته و با اقبال خوبي براي زنده ماندن روبرو شدهاند ، به شيوه اي كه براي شيريني سخن و يا بحق بودن مطالب خويش معمولاً با و كنايات توام مي نمايند و شايد يكي از ويژگيهاي گويش كردي ايلامي همين كثرت بكارگيري ضربالمثلها و كنايات در آن باشد.
.قصه ها و افسانهها
يكي از بارزترين ويژگيهاي قصهها و افسانههاي ايلامي كه بدون شك يادمانهايي از ادوار كهن هستند مبارزهي نيروهاي خوبي و بدي در قالب افراد و موجودات غيبي است كه در بيشتر آنها ديده ميشوند و تحليل محتوايي هر يك از آنها تا حدود زيادي ميتواند بيانگر فضاي رخ داد داستان و تفكرات حاكم و برخي اختصاصات ديگر زندگي مردم باشد و در اين ميان باورها و اعتقادات مهمترين موضوعي است كه در تمامي جوانب و ابعاد زندگي مردم الاخصوص در افسانهها و قصهها موج ميزند و معمولاً نهايت هر قصه و افسانه عاقبت خوشي است كه نيروهاي خير (افراد و قهرمانان) به حق بدان دست مييابند.
قصهها و افسانهها به مانند هر عنصر فرهنگي ديگر طي گذر ايام تغيير ميكنند و اين روند بر اساس نيازها و شرايط زماني تند و كند ميگرددولي قالب و چارچوب قصه همچنان ثابت ميماند . اين قضيه را مي توان در مطالعهي قصههاي مختلف در ميان مردمان همجوار (استانهاي ديگر ) مورد بررسي قرار داد و مشخص نمود كه چگونه بسياري از اين افسانهها و قصهها با اشتراكات فراواني كه دارند ميتوانند از سر منشاء واحدي منشعب شده باشند.
ضرب المثلها(مسْلَت)
ضرب المثلها يا «مَسلتها » در گويش ايلامي به شيريني و غناي سخن كمك كرده وآنرا بر دل مخاطب مي نشيناند و علاوه بر اين نوعي تاكيد بر صحت و درستي كلام و حقانيت آن به شمار ميرود و چه اينكه به هنگام عصبانيت ممكن است ضربالمثل توام با كنايات گشته و در مقام موعظه برآيند.
بطور كلي در تمامي زمينهها و حالات سخن گفتن (حتي در سخنرانيها و امثالهم) بكارگيري ضربالمثل در ميان مردم استان ايلام امري رايج و پذيرفته شده براي سخن گويان بوده و گويا اين احساس در مخاطبان از پيش وجود دارد كه چنانچه گوينده در بيان مطلبي آنرا با چاشني ضرب المثلها همراه نكند از ارزش ، اعتماد و پذيرايي كمتري براي آنها برخوردار است.
«مسْلَت»ها در ميان مردم ايلام فراوانند كه بسياري از آنها با استانهاي همجوار مشترك بوده و برخي از زبان فارسي گرفته شدهاند، ليكن به مواردي نيز برخورد ميشود كه تقريباً مختص همان منطقه يا قلمرو (شهرستان يا بخش) ميباشد:
يَه كِي مالِي ئاگر گردو يَه كِي مَلوچِگ دَ ي وِرشان ( يكي خانهاش آتش گرفته بود ، ديگري در آن گنجشك كباب ميكرد)
كنايه از بي توجهي افراد به شرايط و مصيبت ديگري كه همواره به نفع خويش فكر ميكنند.
سَلامِ لُورْ بي مَمَرْ نَيهَ (سلام كردن لر بدون دليل و علت نيست).
كنايه: براي افرادي به كار ميرود كه سلام و احوالپرسي آنها و انجام برخي اعمال آنها به فرم خاصي (غير عادي ) بوده و از حركات آنها بوي توقع چيزي از طرف ميآيد.
- دارْ مِيوَه گِرِيْ سَرچَمِنِي (درخت ميوه ميگيرد سرش را خم ميكند.)
كنايه : براي افرادي به كار ميرود كه هيچي نميدانند و ادعايشان بسيار بالاست.
- نان خُوَرِ مِنُو گالِوان جافِگَه (نام خور من و چوپان – گاوان – جعفر)
كنايه: كسيكه براي ديگران مجاني كار ميكند و براي خودش (خانوادهاش ) كمتر كار ميكند
. چيستان ها ( چَو ، چَو = ČaÜ ČaÜ, يا چِينَه ، چِينَه = Čina، Čina
مثل ها وچيستان ها به طوري كلي سرگرمي هايي هستند كه به تناسب زمان ومكان موجب سرگرمي افراد خصوصاًقشر جوان و نوجوان و كوچكتر ها مي گردد. متل هاي كه كودكان و نوجوانان ايلام در بازيها و سرگرمي هاي خود به كار مي برند بيشتر از كلمات شكل گرفته اند كه موزون بودن آنها بيش از هر چيز مد نظر مي باشد و گاه معناي خاصي از بيشتر كلماتي آنها مستفاد نمي گردد .
چيستانها اگر چه قشر خاصي از جامعه را دربر نمي يگرد ليكن بيشتر در شب نشيني هاي زمستاني و بين جوانان رايج مي باشد و گاه حالت مسابقه اي بين آنها به خود مي گيرد و نوعي سنجش معلومات عمومي افراد نيز تلقي مي گردد.
مَتَل : هَه لور مَه لور گَنمَه كِلور ، زايَه ومايهَ ، دُزَرنا ، زَرناچَكِي ، بابا لَكي سليمان خاني ، چُوپي كيشيِ ، بَگ نَظَري ، تاتِي وِتوإوَ اَل كِيشيِ
ترجمه :كلماتي كه معنا دارند :گَنِمه كِلور = گندم سوراخ شده ، دُزرنا = دوتالكلك ، زَرنا چَكيِ = لك لك پيرو فرتوتي ، بابا لَكي = پدري از (قوم )لكها ، سليمان خان (اسم است )، چُوپي كيشِي = كسي در ابتداي صف رقصندگان قرار گرفته و دستمالهايي به دست به حركت در مي آيد و مابقي افراد صف از تقليد مي كنند ، بگ نظر (اسم است )، تاتي = عمو، وِتو = گفته است ، إوَ = آن را ، اَل كيشيِ = برداري .
اين نوع سرگرمي بين كودكان و نوجوانان رايج بوده وبدين صورت كه به صف نشسته و پاهايشان را در كنار هم دراز مي نمايند و يكنفر شروع به خواندن مَتل فوق مي نمايد و از يكطرف شروع و با خواندن هر كلمه يك ضربه كوچك به پاي افراد م زند و تا به آخر مي رسد و اگر مثل تمام نشده بود از همانجا مجدداً ادامه ي مثل را خوانده وروي پاها ميزند و هر جا كه با آخرين كلمه ي مَتل يعني «كيشيِ » (برداري ) رو پاي و صاحب آن پابرنده نهايي محسوب مي شود
چيستان : كردان ايلامي به چيستان ، (چَو ، چَو ) و لران ساكن در ايلام به آن «چِينَه ، چِينَه » مي گويند .
سِه بَرارو يَي كِلو ، (سه برادر و يك كُلاه )
جواب : ساج ، كه براي پُخت نان برروي سه قطعه سنگ كنار اجاق گذاشته مي شود
قالي چِوار گوشَه پِر ناوِي قِروشَه (قالي چهارگوشه داخل آن پراز سكه است )
جواب: آسمان شب ستاره
ماين كوِكَسَه خان ، دريا بِرو بي سِخان ، ( ماديان آبي كسه خان ، ازدريا مي گذرد ولي استخوان ندارد )
جواب : زالو
اُتاق تنگ تِيرَيك ، پِري أرَوقُل باريك ( اتاق تنگ و تاريك پراز عرب پاباريك )
جواب : لانه ي مورچه
چِيشِتي دِيرِم خِنجِي مِنجي ، دِنان طِلا زين برنجي ِ ، (چيزي دارم ، جمع وجوروگردوفرد – كه دندان طلا دارد و زين برنجي .
جواب : زنبور بزرگ طلايي
مِرَ بالا بار دارَ ، مِررَدِ هوار كاردارَ ، ( مي رود بالا بار دارد ، مي رود پائين كار دارد )
جواب : قاشق
. كنايات (لِقوز ، Leqoz)
كنايات جملات كوتاه ، رمزي واشاره اي هستند كه قصد گوينده ، چيزي فراتر از معناي ظاهري جمله است. كنايات ، استعاره اي وغير صريح اند . معناي ويژه داشته كه درك ، مقصود گوينده براي گروههاي داراي فرهنگ ديگر مشكل وچه بسا غير ممكن است .
تقريباً در ميان تمام گروههاي قومي كنايات كم وبيش رايج است وتمايل افراد به رسانيدن مقصود خويش در كمترين عبارات شايد چيزي ذاتي باشد كه در برخي فرهنگها به آن اهميت بيشتري داده شده است
در بيان كنايات مي بايستي گوينده ومخاطب درك مشابه اي از كنايه داشته باشند تا آنچه كه در وراي جملات نهفته است به درستي فهميده شود .
در بين مردم ايلام اين احساس وجود دارد كه رسايي كنايات در اثر بخشي بر روي مخاطب و آنهم در قالب يك يا چند جمله ي كوتاه بيش از هر روش ديگري مفيد مي باشد، لذا يك گرايش عمومي به سوي كنايات واستعارات در محاورات روز مره وجود دارد.
مثال عبارت :«دَمِي بُو شيردِي » (دهانش بوي شير مي دهد )، كنايه از اين است كه فرد آنقدر كوچك يا كم سن است كه لياقت انجام كار وعملي كه ادعاي آنرا دارد هر گز ندارد وبا اين كنايه جواب قاطعانه اي به وي داده مي شود . يا عبادت :«وُوا بِرشِنِي »(باد مي پزد )كنايه از فقر وتنگ دستي فردي دارد كه ادعا پول داري مي كند .
كنايات گاهي بر حسب نياز موضوعي شكل مي گيرند و ممكن است برخي به مور نيز فراموشي گشته و يا تغيير صورت دهند ، به عنوان مثال كنايه «باد مي پزد »در برخي نقاط استان به صورت «ئاو بِرشِنِي » (آب مي پزد )رايج است ومقصود گوينده همان است .
بطور كلي كنايات در استان ايلام در بين سنين ميان سال و بزرگسال بيشتر رايج است وقشر جوان و نوجوان كمتر آنها را بكار مي گيرند .
كنايات كه در ايلام گاهي به آنها «مَسلـَت » (maslat ) و گاهي « لِقـــوُز» (Leqooz)مي گويند بسيار فراوان و متنوع هستند :
- ئاو زَل داين . (آبياري گياه بي ثمركردن ) ، كنايه از كاربي فايده انجام دادن
- وَر ئاي نَه ، پُشت مَقراض (از جلو مثل آئيه واز پشت سر مثل قيجي ) كنايه از افراد دو رو .
- خَرِ پيرُو أوسار نُو (الاغ پيرو افسار نو)، كنايه از افراد مسن (زنان ) كه لباس جوانانه مي پوشند .
- بُوي بِي كِشَه تَش وَن دَبِي شَه . (عروس آرام وساكت آتش انداخت در بيشه )، كنايه افرادي كه ظاهراً خوب هستند ولي در غياب كارهاي خطرناك و دو بهم زني و... انجام مي دهن
- مر نِي گهَ گِرمِه هِررِ أور وَهار ( به صدا رعدو برق بهار مي ماند )كنايه از افرادي كه در آن صدايشان در ميآيد وفوراً عصباني مي شوند ولي هيچ كاري هم از پيش نمي برند ، جز سروصدا كردن .
رارِمار بُو، هَزار بُوو (برادري كه مار باشد ، هزار تا باشد )، كنايه از فاميلهايي كه رفتارشان خوب نيست و با اقوام خود مثل مار رفتار مي كنند ونيش مي زنند پس وقتي برادري (فاميلي)اينگونه باشد هزار تا هم باشد هيچ ارزشي ندارد
به نقل از سایت میراث فرهنگی ایلام